الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

18

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) « دكتر محمد حلمى » مىگويد : « حسين ، از حجاز به سوى كوفه براى اجابت دعوتهايى كه از مردمش به وى رسيده بود و آمدن وى را به سوى آنان تقاضا مىكرد تا انقلابشان بر ضد خلافت يزيد را رهبرى كند ، خارج نشد ، مگر پس از آنكه آمادگى كوفيان را براى اقدام به اين قيام با اعزام نماينده‌اى امتحان كرد تا ميزان اين آمادگى را بشناسد . مسلم بن عقيل بن أبي طالب براى اين مأموريت رفت و در مدت كوتاهى ، موفق شد دوازده هزار نفر را در قيامى خروشان براى بيعت با حسين و خلع بيعت يزيد ، رهبرى كند . مسلم اين امر را به حسين گزارش نمود و او تصميم گرفت حركت كند تا شخصا آن قيام را رهبرى نمايد و لذا حسين در قيام خود ، دست‌پاچه و شتابزده نبوده است ؛ زيرا نامه‌ها برايش آمده بود ، حضرت خواست از ميزان جدى بودن آنها مطلع شود كه با قيام هزاران نفر در آن مدت كوتاهى كه نماينده‌اش فعاليت داشته ، مطمئن گرديده بود » « 1 » . ( 2 ) پنجم : امام حسين عليه السّلام اگر به منطقهء ديگرى غير از كوفه مىرفت ، سپاه امويان ، حتما در پى او مىرفتند و به ناچار شهيد شده و مورد سرزنش و نكوهش واقع مىگرديد و به او گفته مىشد : چرا به عراق نرفتى ، سرزمينى كه ياران و شيعيان تو را دربردارد و مردم آن ، هزاران نامه برايت فرستادند و شما را به رفتن نزد آنان تشويق نمودند ؟ در آن صورت ، آن حضرت چه پاسخى مىداشت اگر به سرزمين ديگرى مىرفت و لشكريان اموى در پى او مىرفتند ؟ اينها بعضى از عواملى است كه امام را به انتخاب هجرت به كوفه كشاند تا آنجا را مقرى براى انقلاب خويش قرار دهد .

--> ( 1 ) الخلافة و الدولة فى العصر الاموى ، ص 115 - 116 .